برمیگردم...... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:05
بگو هنوز از پشتِ پنجره ها نگاهم میکنی هنوز برای آمدنم دعا میکنی که یک روز بینِ این فاصله ها پٌل میزنی که یک روز ورقهای گذشته را بٌر میزنی بگو اینبار اگرکه برگردم مرا دوباره " ماهِ من " صدا میزنی بگو برگرد بر میگردم?? + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 23:10 توسط محدثه ذاکری |
از این به بعد.... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:05
گــــاهی وقتهــا آدمهــااز یک جایی به بعــــــداز یک روزی به بعـــــــداز یک نفــــــــــر به بعـــــددیگــــــــر هیچ چیز برایشان معنی نداردنه رنگ هانه خیـابانهـــانه فصلهــــــــاگاهـــــــی وقتهــــا آدمهــا از یک نفــــــــر به بعـــدفقط دلتنگند…??✌ + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۶س...
من..... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:05
شـایـد انتخـاب اۅݪ ڪسـۍ نبـاشـم امـا ←انتخـابۍ بـزرگـم→...شـایـد ثروتمنــد نبـاشـم امـا ←ارزشمنــدم→...تظاهـــر بہ ڪسۍ ڪہ نیستــم نمۍڪنم... چــون از ←خــودم→ راضـۍام...شـایـد بہ بـرخۍ از ڪارهاۍ گذشتــہ ام افتخــار نڪنم، امـا بہ آنچہ ڪہ←امــروز→ هستــم مۍبالــم...شـایـد ڪامـل نباشــم امـا نیــازۍ بہ ...
مرگبار..... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:05
مرگبار تریـــن جــدال، جدالِ میان "دلتنگے" و "غـــــرور" استـــــ❕ "وقتے ٭دلتنگے آزارت میـدهـــد"امّـــــا... ٭غرورت دیگر ناے شڪستن ندارد? u200e? ?u200d ❤ + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 23:21 توسط محدثه ذاکری |
امشب...... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:05
امشب بدترین شب زندگیم شد.. می دونی چرا؟! چون فهمیدم تو عاشق یکی دیگه ای چون فهمیدم تو با اون خوشی چون دیگه شوقی برای زنده موندن ندارم از این به بعد کارم میشه غصه خوردن و نوشتن از غم ها خوش باش عزیزم #mohadeseh zakeri + نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 2:45 توسط محدثه ذاکری |
....... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:05
بدم اوکی
حرف دخترانه..... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:05
حرف دخترانه من . . .دختری بودمکه تمام عشق های دنیا هم حتیحریفم نبود . . .نمی دانم تو . . .چه بلایی بودی و از کدامآسمان نازل شدیکه این گونه بی اختیار در برابرتسر سپردم . . .یادش بخیر . . .قبل از تو . . .مصداق بارز استحکام و وقار بودماما حیفتوی بی انصافخرابش کردی . . . . + نوشته شده در سه شنبه بیست و ...
او.... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:05
او رفت و انتظارش باقیست پشتم قدمشعبور اشکم جاریست ای کاش بداند که پس از او عمری در خلوت من همیشه جایشخالیست… + نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 3:1 توسط محدثه ذاکری |
حکایت...... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 3:05
حکایت مه حکایت کسی هسته که عاشق دیریا هسته ولی قایق اینهسته
رفتن.... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:15
وقتی کسیحرف از رفتن می زند ،مدت هاست رفته ...!فقط میخواهد مطمئن شودچیزی از خودش ؛در شما جا نگذاشته باشد .!کمک کن ؛چمدانش را ببندد و برود .! ☜♡قلبْ کاغـــذے♡☞ + نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 21:48 توسط محدثه ذاکری |
شهریور من..... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:15
بی تو شهریور مننسخه ای از پاییز استسی و یک روزقرار است که ابری باشم... + نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 21:51 توسط محدثه ذاکری |
زانو های در آغوش کشیده.... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:15
آدم ها....به همان سرعت که آمده اند ميروند.تنهايي ات را محکم بچسب!اينجا کسيبه زانوهاي در آغوش کشيده اتحسادت نميکند...!!!+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 21:52 توسط محدثه ذاکری |
احساسات..... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:15
جنگــل هم باشی درختانـت را ڪه ببرنــدبیـابـان می شوےفڪر ڪـن دختـر باشـیو احساساتـت را بخشڪـاننــد... + نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ساعت 21:56 توسط محدثه ذاکری |
عشقت... - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 3:59
توبا عشقت خوشی من با پروفایلت...
یادش بخیر.... - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 3:59
حرفت که می شود با خنده می گویم : یادش بخیر ، فراموشش کردم اما نمی دانند هنوز هم کسی اشتباه تماس می گیرد سست میشوم که نکند تو باشی + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:17 توسط محدثه ذاکری |
دلتنگی بی پایان.... - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 3:59
سهم “من” از “تو” عشق نیست ذوق نیست ، اشتیاق نیست همان دلتنگی بی پایانی ست که روزها دیوانه ام می کند + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:20 توسط محدثه ذاکری |
منتظرم.... - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 3:59
ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻧﺖ مثل ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﺑـــــــــﯽ ﺧـــــــــﺒـــــــــﺮ ! + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:23 توسط محدثه ذاکری |
باختم - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 3:59
هرگاه خبر مرگم را شنیدی در پی مزاری باش که بر سنگش نوشته : ساده بودم ، باختم ! + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:25 توسط محدثه ذاکری |
دعوا... - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 3:59
من سرم درد میکند برای “دعواهایی” که با هم “نکردیم” لعنتی ، چقدر مهربان رفتی ! + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:25 توسط محدثه ذاکری |
زمان - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 3:59
میگویند زمان طلاست اما من چشیدم دروغ میگویند ، زمان آتش است ثانیه به ثانیه اش میسوزاند و تا به شعله ات نکشد نمیگذرد + نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:26 توسط محدثه ذاکری |